سفارش تبلیغ
صبا ویژن


داستان سرا

نجار پیری بود که می خواست بازنشسته شود.او به کارفرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه کنار همسرش لذت ببرد.
کارفرما از این که دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار پیر خواست تا به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول کرد، اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه، از مصالح بسیار نامرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی به ساختن خانه ادامه داد.
وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد. او کلید خانه را به نجار داد و گفت: «این خانه متعلق به توست. این هدیه ای است از طرف من برای تو.»
نجار یکه خورد. مایه تاسف بود! اگر می دانست که خانه برای خودش می سازد، حتما کارش را به گونه ای دیگر انجام می داد...


نوشته شده در جمعه 86/7/27ساعت 10:0 عصر توسط مجتبی فروتن تنها نظرات ( ) | |

<   <<   11   12   13   14   15   >>   >


فروش بک لینک